باش!
هنوز قرارم را با مهتاب فراموش نکرده ام.هر شب.همه شب.حتا وقتی که نیست،جای خالی اش در آسمان خیال من روشن است.
زندگی در کدام حال می گذرد؟
گاه باطوفان آغاز می شود وبا آرامش به پایان می رسد
گاه آغاز وپایانش طوفانی ست
گاه بالبخند آرامش شروع می شود وبا قهر طوفان به پایان می انجامد
من جزو گروه سوم ام.
زندگانی با شروع وپایان آرام، برایم بی معناست
آی طوفان عزیز زندگانی ام
یادگار ناب آستانه ی چهل!
دست های آبی تو نیست
کشتی نجات باش
مثل سال های قبل
مثل آفتاب باش
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 15:2 توسط محسن سامع
|
گاهی اندوه بی پایان سر ریز میکند